finanzieren
تامین مالی کردن، بودجه چیزی را تامین کردن
Beispiele
- So mancher Bürger fragt sich, wer die neue Autobahn ''finanzieren'' soll.بسیاری از شهروندان از خود میپرسند که چه کسی باید اتوبان جدید را تامین مالی کند.
- Beim Fächerspektrum sind wir auf Kooperationen angewiesen, da ein Land allein bestimmte Fächer wie Medizin oder Luft- und Raumfahrttechnik nicht ''finanzieren'' kann.در طیف رشتهها، ما به همکاریها وابسته هستیم، زیرا یک کشور به تنهایی نمیتواند رشتههای خاصی مانند پزشکی یا مهندسی هوافضا را تامین مالی کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
تأمین مالی کردن، بودجه چیزی را فراهم کردن، سرمایهگذاری کردن
- Wie wollen Sie das Projekt finanzieren?چگونه میخواهید این پروژه را تأمین مالی کنید؟
- Er finanziert sein Studium durch einen Nebenjob.او تحصیلات خود را از طریق یک شغل پارهوقت تأمین مالی میکند.