zwischenfinanzieren

Aussprache: /ˌt͡svɪʃn̩fiˌnant͡siːrən/
Worttrennung: zwi·schen·fi·nan·zie·ren
فعل

تأمین مالی موقت کردن، وام موقت دادن/گرفتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas zwischenfinanzieren)

تأمین مالی یک پروژه یا خرید برای یک دوره کوتاه تا زمانی که تأمین مالی اصلی (مثلاً وام بلندمدت) فراهم شود؛ تأمین مالی پل زدن.

  • Die Bank wird das Projekt für sechs Monate zwischenfinanzieren.بانک پروژه را برای شش ماه به طور موقت تأمین مالی خواهد کرد.
  • Wir brauchen eine Zwischenfinanzierung, bis die Investoren ihr Geld überweisen.ما به یک تأمین مالی موقت نیاز داریم تا زمانی که سرمایه‌گذاران پول خود را واریز کنند.