hineinfinden

Aussprache: /hɪˈnaɪ̯nfɪndn̩/
Worttrennung: hin·ein·fin·den
فعل

راه به داخل را یافتن، خو گرفتن، جا افتادن

Bedeutungen

1 in + Akkusativ hineinfinden

راه ورود به یک فضای بسته یا مکان را به سمت داخل پیدا کردن.

  • Es war dunkel, aber er fand den Weg in das alte Haus hinein.تاریک بود، اما او راه ورود به خانه قدیمی را پیدا کرد.
  • Die Katze fand langsam den Weg in die neue Wohnung hinein.گربه به آرامی راه ورود به آپارتمان جدید را پیدا کرد.
2 sich (Akkusativ) in + Akkusativ hineinfinden

با موقعیت، کار یا نقش جدید خو گرفتن و در آن جا افتادن.

  • Nach anfänglichen Schwierigkeiten fand sie sich gut in das neue Team hinein.او پس از مشکلات اولیه، به خوبی با تیم جدید خو گرفت.
  • Es dauerte eine Weile, bis er sich in die komplexe Software hineinfand.مدتی طول کشید تا او با نرم‌افزار پیچیده کنار آمد و آن را یاد گرفت.