صفت
ابتکارآور، زیرک، باهوش و راهگشا
جملات نمونه برای findig:
Er war sehr ''findig,'' wenn es ums Schreiben ging.
او در زمینه نوشتن بسیار باهوش و ایدهپرداز بود.
„Jetzt wurde Martins von ''findigen'' Nutzern als Fälscher entlarvt.“
«اکنون مارتینز توسط کاربران زیرک و نکتهسنج به عنوان جاعل رسوا شد.»