fingerähnlich
انگشتمانند، شبیه انگشت
Bedeutungen
1
دارای شکل، اندازه یا حالتی شبیه به انگشت انسان.
- Die Wurzelgemüse waren klein und fingerähnlich.سبزیجات ریشهای کوچک و انگشتمانند بودند.
- Er zeigte auf die fingerähnliche Struktur des Korallenriffs.او به ساختار انگشتمانند صخره مرجانی اشاره کرد.
- Die Kletterpflanze hatte fingerähnliche Triebe.گیاه بالارونده ساقههای انگشتمانند داشت.