fingerförmig
انگشتمانند
Bedeutungen
1
دارای شکلی شبیه به انگشتان دست.
- Die Wurzeln der Pflanze wuchsen fingerförmig in die Erde.ریشههای گیاه به صورت انگشتمانند در خاک رشد میکردند.
- Er zeigte auf die fingerförmigen Wolken am Himmel.او به ابرهای انگشتمانند در آسمان اشاره کرد.
- Die Korallen hatten eine fingerförmige Struktur.مرجانها ساختاری انگشتمانند داشتند.