fingerten

Aussprache: /ˈfɪŋɐtn̩/
Wortzerlegung: fin·ger·ten
Konjugierte Form

انگشت زدند

Bedeutungen

1 Akkusativ (آنچه با انگشتان لمس می‌شود)

لمس کردن، دستکاری کردن یا بازی کردن با چیزی با استفاده از انگشتان، اغلب با کنجکاوی، بی‌قراری یا به صورت غیرمستقیم.

  • Er fingerte nervös an seinem Hemdkragen herum, während er auf die Antwort wartete.او در حالی که منتظر پاسخ بود، با بی‌قراری یقه پیراهنش را با انگشتانش لمس می‌کرد.
  • Die Kinder fingerten an den bunten Knöpfen des Bedienfeldes, ohne zu wissen, was sie taten.بچه‌ها دکمه‌های رنگارنگ پنل کنترل را با انگشتانشان دستکاری می‌کردند، بدون اینکه بدانند چه می‌کنند.
2 Akkusativ (آنچه به دست آورده می‌شود)

به دست آوردن چیزی به طور ماهرانه، پنهانی یا با استفاده از ترفند، اغلب در اشاره به کسب اطلاعات، پول یا موقعیت.

  • Der Journalist fingerte die brisanten Informationen durch geschickte Befragung von Informanten aus.روزنامه‌نگار با مصاحبه ماهرانه از منابع، اطلاعات حساس را به دست آورد.
  • Er hat sich durch geschickte Verhandlungen und ein wenig Glück die besten Aufträge der Firma gefingert.او با مذاکرات ماهرانه و کمی شانس، بهترین قراردادهای شرکت را به دست آورد.