fingieren

Aussprache: /fɪŋˈɡiːrən/
Wortzerlegung: fin·gie·ren
فعل

جعل کردن، وانمود کردن، ساختگی ایجاد کردن

Beispiele

  • Der Journalist ''fingierte'' einen Zeitungsartikel, ohne dass es jemand gemerkt hat.خبرنگار یک مقاله روزنامه را بدون اینکه کسی متوجه شود جعل کرد.
  • Die Männer erwogen sogar, einen Angriff zu ''fingieren'', um damit einen Kriegsgrund zu rechtfertigen.مردان حتی بررسی کردند که حمله‌ای را ساختگی جلوه دهند تا بهانه‌ای برای جنگ توجیه کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را ساختگی نشان دادن، جعل کردن یا وانمود کردن که واقعی است.

  • Er fingierte seine Unterschrift, um das Dokument zu fälschen.او امضای خود را جعل کرد تا سند را دستکاری کند.
  • Die Firma fingierte die Bilanzen, um Investoren anzulocken.شرکت ترازنامه‌ها را ساختگی نشان داد تا سرمایه‌گذاران را جذب کند.