finnländisch
فنلاندی (مربوط به کشور فنلاند یا اتباع آن)
Bedeutungen
1
مربوط به کشور فنلاند، مردم آن یا زبان فنلاندی.
- Sie spricht fließend Finnisch.او روان فنلاندی صحبت میکند.
- Wir haben finnische Spezialitäten probiert.ما غذاهای مخصوص فنلاندی را امتحان کردیم.
- Die finnische Sauna ist weltbekannt.سونا فنلاندی شهرت جهانی دارد.