finstern Aussprache:/ˈfɪnstɐn/Wortzerlegung:fins·tern فعل تاریک شدن، گرگ و میش شدن معانی و تعاریف finstern:چیزی را تاریک کردن، نور آن را کم کردن.اخم کردن، چهرهای عبوس یا گرفته به خود گرفتن (اغلب به صورت انعکاسی: sich finstern).چیزی را مبهم یا نامفهوم کردن، تیره و تار کردن. جملات نمونه برای finstern:Schnell, schnell, es ''finstert'' schon.زود باش، زود باش، هوا دارد تاریک میشود.Was ''finsterst'' du dein Angesicht?چرا صورتت را درهم کشیدهای (تاریک کردهای)؟Die dichten Wolken finsterten den Himmel.ابرهای متراکم آسمان را تاریک کردند.