fischarm

Aussprache: /ˈfɪʃˌʔarm/
Worttrennung: fisch·arm
صفت

کم‌ماهی، فقیر از نظر ماهی

Bedeutungen

1

مکانی (مانند رودخانه، دریاچه یا منطقه دریایی) که دارای تعداد کمی ماهی یا تنوع زیستی کم از نظر ماهی است.

  • Leider ist dieser Flussabschnitt sehr fischarm geworden wegen der Umweltverschmutzung.متأسفانه این بخش از رودخانه به دلیل آلودگی محیط زیست بسیار کم‌ماهی شده است.
  • Die Fischer beklagten sich über die fischarmen Gewässer in dieser Saison.ماهیگیران از آب‌های کم‌ماهی این فصل شکایت داشتند.
  • Nach dem Dammbau wurde das Gebiet flussabwärts fischarm.پس از سدسازی، منطقه پایین‌دست رودخانه کم‌ماهی شد.