fisseln

Aussprache: /ˈfɪsl̩n/
Wortzerlegung: fis·seln
فعل

نم‌نم باریدن، ریزش خفیف باران یا برف

Beispiele

  • Es ''fisselt.نم‌نم می‌بارد.
  • Es ''fisselte'' seit dem frühen Morgen, wahrscheinlich auch schon seit Mitternacht.از اوایل صبح، احتمالاً حتی از نیمه‌شب، نم‌نم می‌بارید.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

باران بسیار سبک و ریز باریدن، نم‌نم باریدن.

  • Es fisselt schon den ganzen Morgen.تمام صبح است که نم‌نم باران می‌بارد.
  • Wenn es nur fisselt, brauchen wir keinen Regenschirm.اگر فقط نم‌نم ببارد، به چتر نیاز نداریم.
2 بدون مفعول

(محاوره) کاری را با دقت زیاد، آهسته و با زحمت انجام دادن.

  • Er fisselt schon seit Stunden an diesem kleinen Modell.او ساعت‌هاست که روی این مدل کوچک با دقت کار می‌کند.
  • Wir mussten lange fisseln, bis alles passte.ما مجبور بودیم مدت زیادی با دقت کار کنیم تا همه چیز درست شود.