فعل
تطبیق دادن، مناسبسازی کردن (به شرایط)؛ (دریانوردی) بررسی کردن کیل کشتی
معانی و تعاریف fitten:
- (عامیانه، از انگلیسی) چیزی را مناسب یا سازگار کردن، به اندازه درست درآوردن.
- (عامیانه، از انگلیسی) کسی را برای یک کار یا موقعیت آماده کردن، آموزش دادن.
جملات نمونه برای fitten:
„R verfügt über verschiedene vorbereitete Möglichkeiten, zwischen gegebenen Datenpunkten im zweidimensionalen Raum zu interpolieren und Daten zu ''fitten.''“
R دارای روشهای آماده مختلفی برای درونیابی بین نقاط داده شده در فضای دو بعدی و تطبیق دادن دادهها است.
Wir müssen die Software an die neuen Anforderungen fitten.
ما باید نرمافزار را با الزامات جدید فیت کنیم (سازگار کنیم).
Der Schneider fittet das Kleid perfekt an den Körper.
خیاط لباس را کاملاً به بدن فیت میکند.