fitteten
آماده کردن، تنظیم کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
آماده کردن بدن یا ورزشکاران از نظر جسمانی از طریق تمرینات منظم و شدید برای رسیدن به اوج آمادگی.
- Der Trainer fittet seine Athleten intensiv für die bevorstehenden Wettkämpfe.مربی ورزشکارانش را به شدت برای مسابقات پیش رو آماده میکند.
- Nach der Verletzung musste er sich langsam wieder fitten lassen.پس از مصدومیت، او مجبور بود به آرامی دوباره بدن خود را آماده کند.