fixierten
ثابت کردند، میخکوب کردند، متمرکز کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم)
نگاه یا توجه را به طور کامل و بدون انحراف بر روی یک نقطه یا شیء متمرکز کردن؛ خیره شدن.
- Er fixierte den Angeklagten mit einem durchdringenden Blick, der keine Zweifel zuließ.او با نگاهی نافذ که هیچ تردیدی را برنمیتابید، متهم را میخکوب کرد.
- Die Forscher fixierten ihre Aufmerksamkeit auf die subtilen Veränderungen im Verhalten des Patienten.محققان توجه خود را بر تغییرات ظریف در رفتار بیمار متمرکز کردند.
2
Akkusativ (مفعول مستقیم)
چیزی را به طور دائمی یا موقت در جای خود ثابت کردن یا محکم کردن؛ تثبیت کردن.
- Die chirurgischen Instrumente wurden sorgfältig auf dem Tisch fixiert.ابزارهای جراحی با دقت روی میز ثابت شدند.
- Die neue Verordnung fixiert die maximal zulässige Emissionsgrenze.مقررات جدید حد مجاز انتشار را تثبیت میکند.
3
Akkusativ (مفعول مستقیم)
در پزشکی، وضعیت بیمار را با استفاده از داروها یا روشهای دیگر تثبیت کردن تا از وخامت حال او جلوگیری شود.
- Nach dem Unfall wurde der Patient stabilisiert und seine Vitalfunktionen fixiert.پس از حادثه، بیمار تثبیت شد و علائم حیاتی او ثابت نگه داشته شد.
- Die Ärzte bemühten sich, den Blutdruck des Patienten zu fixieren, bevor sie mit der Operation begannen.پزشکان قبل از شروع عمل جراحی تلاش کردند تا فشار خون بیمار را تثبیت کنند.