fixierten

Aussprache: /fɪˈksiːɐ̯tn̩/
Wortzerlegung: fi·xier·ten
Deklinierte Form

ثابت کردند، میخکوب کردند، متمرکز کردند

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم)

نگاه یا توجه را به طور کامل و بدون انحراف بر روی یک نقطه یا شیء متمرکز کردن؛ خیره شدن.

  • Er fixierte den Angeklagten mit einem durchdringenden Blick, der keine Zweifel zuließ.او با نگاهی نافذ که هیچ تردیدی را برنمی‌تابید، متهم را میخکوب کرد.
  • Die Forscher fixierten ihre Aufmerksamkeit auf die subtilen Veränderungen im Verhalten des Patienten.محققان توجه خود را بر تغییرات ظریف در رفتار بیمار متمرکز کردند.
2 Akkusativ (مفعول مستقیم)

چیزی را به طور دائمی یا موقت در جای خود ثابت کردن یا محکم کردن؛ تثبیت کردن.

  • Die chirurgischen Instrumente wurden sorgfältig auf dem Tisch fixiert.ابزارهای جراحی با دقت روی میز ثابت شدند.
  • Die neue Verordnung fixiert die maximal zulässige Emissionsgrenze.مقررات جدید حد مجاز انتشار را تثبیت می‌کند.
3 Akkusativ (مفعول مستقیم)

در پزشکی، وضعیت بیمار را با استفاده از داروها یا روش‌های دیگر تثبیت کردن تا از وخامت حال او جلوگیری شود.

  • Nach dem Unfall wurde der Patient stabilisiert und seine Vitalfunktionen fixiert.پس از حادثه، بیمار تثبیت شد و علائم حیاتی او ثابت نگه داشته شد.
  • Die Ärzte bemühten sich, den Blutdruck des Patienten zu fixieren, bevor sie mit der Operation begannen.پزشکان قبل از شروع عمل جراحی تلاش کردند تا فشار خون بیمار را تثبیت کنند.