flächsern
کتانین، از جنس کتان؛ به رنگ کتان
Bedeutungen
1
ساخته شده از الیاف کتان.
- Sie trug ein leichtes, flächsernes Kleid.او یک پیراهن سبک کتان پوشیده بود.
- Die Tischdecke war aus reinem flächsernem Stoff.رومیزی از پارچه خالص کتان بود.
- Er bevorzugt flächserne Hemden im Sommer.او در تابستان پیراهنهای کتان را ترجیح میدهد.
2
دارای رنگ طبیعی کتان، معمولاً کرم روشن یا مایل به زرد.
- Die Wände waren in einem sanften flächsernen Ton gestrichen.دیوارها به رنگ کرم روشن کتان رنگ شده بودند.
- Er kaufte eine flächserne Hose.او یک شلوار به رنگ کتان خرید.
- Das Garn hatte eine schöne flächserne Farbe.نخ رنگ زیبای کتان داشت.