flämmen
سوزاندن با شعله, شعلهافکنی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas + flämmen)
چیزی را با شعله حرارت دادن یا سوزاندن (مثلاً برای از بین بردن رنگ، پرز، مو یا علفهای هرز).
- Der Maler flämmt die alte Farbschicht ab.نقاش لایه رنگ قدیمی را با شعله پاک میکند.
- Wir müssen das Unkraut auf dem Gehweg flämmen.ما باید علفهای هرز روی پیادهرو را با شعله بسوزانیم.