flämmen

Aussprache: /ˈflɛmən/
Worttrennung: fläm·men
فعل

سوزاندن با شعله, شعله‌افکنی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas + flämmen)

چیزی را با شعله حرارت دادن یا سوزاندن (مثلاً برای از بین بردن رنگ، پرز، مو یا علف‌های هرز).

  • Der Maler flämmt die alte Farbschicht ab.نقاش لایه رنگ قدیمی را با شعله پاک می‌کند.
  • Wir müssen das Unkraut auf dem Gehweg flämmen.ما باید علف‌های هرز روی پیاده‌رو را با شعله بسوزانیم.