flößen

Aussprache: /ˈfløːsn̩/
Worttrennung: flö·ßen
فعل

با قایق چوبی (فلوت) حمل کردن، با فلوت جابجا کردن

Beispiele

  • Es wurde Sommer, und Männer und Hunde packten sich ihre Last auf den Rücken, ''flößten'' über blaue Gebirgsseen und befuhren unbekannte Flüsse auf schlanken Booten, die sie sich gebaut hatten.تابستان شد و مردان و سگ‌ها بار خود را بر پشت حمل کردند، از روی دریاچه‌های کوهستانی آبی عبور کردند و با قایق‌های باریکی که ساخته بودند، رودخانه‌ها را طی کردند.

Bedeutungen

1 jemandem (Dat.) etwas (Akk.) flößen

(معمولاً با مفاهیم انتزاعی مانند ترس، احترام، اعتماد) چیزی را به کسی القا کردن یا در کسی ایجاد کردن.

  • Sein Auftreten flößte Respekt ein.ظاهر او احترام را القا می‌کرد.
  • Die Geschichte flößte den Kindern Angst ein.داستان ترس را در دل بچه‌ها انداخت.
2 etwas (Akk.) flößen

(چوب یا مواد دیگر) را روی آب شناور کردن و حمل کردن.

  • Früher wurden Baumstämme auf dem Fluss geflößt.قبلاً تنه‌های درخت را روی رودخانه شناور می‌کردند.
  • Die Holzfäller flößten das geschlagene Holz zum Sägewerk.چوب‌برها چوب‌های قطع شده را به سمت کارخانه اره‌کشی شناور کردند.