durchfliegen
عبور کردن (با پرواز)، مردود شدن در امتحان، روزنامهوار خواندن
Bedeutungen
1
durch + Akkusativ
از میان چیزی عبور کردن با پرواز
- Das Flugzeug flog durch eine dichte Wolkendecke.هواپیما از میان یک لایه ابر متراکم عبور کرد.
- Wir sind durch den Tunnel geflogen.ما از میان تونل پرواز کردیم.
2
durch + Akkusativ
در آزمون یا امتحانی مردود شدن
- Er ist leider durch die Prüfung geflogen.متاسفانه او در امتحان مردود شد.
- Sie hat das Semester durchgeflogen und muss den Kurs wiederholen.او در طول ترم مردود شد و باید درس را تکرار کند.
3
Akkusativ (jemanden / etwas durchfliegen)
متن یا کتابی را سریع مرور کردن یا بر فراز منطقهای پرواز کردن
- Ich habe den Bericht nur kurz durchgeflogen.من فقط گزارش را سریع مرور کردم.
- Wir flogen die ganze Nacht durch das Land.ما تمام شب بر فراز کشور پرواز کردیم.