abfliegen
پرواز کردن، تیکآف کردن، کندهشدن و پرتاب شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (mit 'sein')
به پرواز درآمدن، حرکت کردن هواپیما یا مسافر از فرودگاه؛ تیکآف کردن.
- Unser Flugzeug fliegt um 10 Uhr ab.هواپیمای ما ساعت ۱۰ پرواز میکند.
- Der Pilot hat das Flugzeug sicher abfliegen lassen.خلبان هواپیما را با اطمینان به پرواز درآورد.
2
intransitiv (mit 'sein')
کنده شدن و به هوا پرتاب شدن در اثر باد شدید یا نیروی دیگر.
- Durch den Sturm sind viele Dachziegel abgeflogen.در اثر طوفان بسیاری از سفالهای سقف کنده شده و پرتاب شدند.
- Ein Teil des Geländers flog von der Brücke ab.بخشی از نرده از روی پل کنده شد و به هوا پرتاب شد.