ausfliegen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌfliːɡn̩/
Worttrennung: aus·flie·gen
فعل

ترک کردن لانه، مستقل شدن، پرواز کردن به بیرون

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

ترک کردن لانه توسط جوجه‌ها یا مستقل شدن فرزندان از خانواده؛ به پرواز درآمدن برای اولین بار.

  • Die jungen Vögel sind heute ausgeflogen.جوجه‌های جوان امروز لانه را ترک کردند.
  • Nach dem Abitur fliegen die Kinder aus.پس از دیپلم، بچه‌ها مستقل می‌شوند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas ausfliegen)

افراد یا مجروحان را با هواپیما یا هلیکوپتر از منطقه‌ای منتقل کردن؛ تخلیه هوایی.

  • Die Rettungskräfte flogen die Verletzten aus dem Katastrophengebiet aus.نیروهای امدادی مجروحان را از منطقه فاجعه‌زده با هواپیما خارج کردند.
  • Man musste die Touristen ausfliegen.لازم بود گردشگران را با هواپیما منتقل کنند.