ausfliegen
ترک کردن لانه، مستقل شدن، پرواز کردن به بیرون
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
ترک کردن لانه توسط جوجهها یا مستقل شدن فرزندان از خانواده؛ به پرواز درآمدن برای اولین بار.
- Die jungen Vögel sind heute ausgeflogen.جوجههای جوان امروز لانه را ترک کردند.
- Nach dem Abitur fliegen die Kinder aus.پس از دیپلم، بچهها مستقل میشوند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas ausfliegen)
افراد یا مجروحان را با هواپیما یا هلیکوپتر از منطقهای منتقل کردن؛ تخلیه هوایی.
- Die Rettungskräfte flogen die Verletzten aus dem Katastrophengebiet aus.نیروهای امدادی مجروحان را از منطقه فاجعهزده با هواپیما خارج کردند.
- Man musste die Touristen ausfliegen.لازم بود گردشگران را با هواپیما منتقل کنند.