zufließen
به سمت چیزی جاری شدن، سرازیر شدن؛ به کسی تعلق گرفتن
Bedeutungen
1
Dativ (einem Ort/Gefäß zufließen) / in + Akkusativ
مایعات (مانند آب) به سمت یک مکان یا ظرف خاص جاری شوند یا سرازیر شوند.
- Das Wasser fließt in den Fluss zu.آب به سمت رودخانه جاری میشود.
- Der Regen floss in die Kanalisation zu.باران به سمت فاضلاب سرازیر شد.
2
Dativ (jemandem/etwas zufließen)
وجوه، منابع، اطلاعات یا کمکها به کسی یا چیزی برسد یا تامین شود؛ به کسی تعلق گرفتن.
- Der Organisation fließen regelmäßig Spenden zu.به طور منظم کمکهای مالی به سازمان میرسد.
- Ihm fließt ein beträchtliches Erbe zu.میراث قابل توجهی به او تعلق میگیرد.