herabfließen

Aussprache: /hɛˈʁapˌfliːsn̩/
Worttrennung: her·ab·flie·ßen
فعل

به سمت پایین جاری شدن، سرازیر شدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

(آب، مایعات، مواد مذاب یا ذرات ریز) از بالا به پایین جاری شدن، سرازیر شدن یا فرو ریختن.

  • Das Wasser floss langsam den Hang herab.آب به آرامی از دامنه سرازیر شد.
  • Schnee ist von den Bergen herabgeflossen und hat eine Lawine ausgelöst.برف از کوه‌ها سرازیر شد و بهمن را به راه انداخت.