flössten
شناور کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
هدایت و جابجایی شناورها (مانند الوار یا کشتی) در آب، اغلب با استفاده از جریان یا نیروی انسانی.
- Die Holzfäller flössten die gefällten Baumstämme über den reißenden Gebirgsfluss ins Tal.قطعکنندگان درختان، تنههای درختان بریده شده را از طریق رودخانه خروشان کوهستانی به دره شناور کردند.
- Der erfahrene Lotse flösste das große Frachtschiff sicher durch die engen Fahrwasser.راهنمای باتجربه، کشتی باری بزرگ را با اطمینان از آبراههای تنگ عبور داد.
2
Akkusativ
انتقال دادن یا هدایت کردن چیزی (به صورت مجازی) به سمت یا در یک جهت خاص، اغلب با ظرافت یا تدبیر.
- Der Diplomat versuchte, die Verhandlungen vorsichtig in eine konstruktive Richtung zu flössen.دیپلمات تلاش کرد تا مذاکرات را با احتیاط به سمت سازندهای هدایت کند.
- Sie verstand es, ihre Argumente geschickt in das Gespräch zu flössen, ohne aufzufallen.او توانست ماهرانه استدلالهای خود را بدون جلب توجه وارد بحث کند.