flügellahm

Aussprache: /ˈflyːɡl̩ˌlaːm/
Worttrennung: flü·gel·lahm
صفت

بال‌شکسته، ناتوان از پرواز، (مجازاً) بی‌قوه، ناتوان و بی‌انرژی

Beispiele

  • Der Vogel war ''flügellahm'' und wurde wieder aufgepäppelt.پرنده بال‌شکسته بود و دوباره تیمار شد.
  • Weil wir für diese Fragen im Moment noch keine richtige Lösung haben, sind wir in der Debatte gegen Populisten ''flügellahm«,'' gibt de Maizière zu.دومِ‌مزیِر اعتراف می‌کند: «از آنجا که در حال حاضر پاسخ درستی برای این پرسش‌ها نداریم، در مناقشه علیه پوپولیست‌ها ناتوان و درمانده‌ایم.