flügge
توانای پرواز (جوجه)، بالغ و مستقل (انسان)
Beispiele
- Das Küken ist ''flügge'' geworden.جوجه پرنده «بالغ و توانای پرواز» شده است.
- Zudem sie doch ''flügge'' hatte werden wollen.به علاوه اینکه او میخواسته «مستقل و بزرگ» شود.
توانای پرواز (جوجه)، بالغ و مستقل (انسان)