einflüstern
وسوسه کردن، در گوش کسی خواندن، تلقین کردن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ)
چیزی را آهسته و در گوش کسی گفتن، به کسی چیزی را تلقین کردن یا القا کردن (معمولاً ایدهای یا سخنی)
- Er flüsterte ihr einen geheimen Plan ins Ohr.او نقشهای مخفیانه را در گوشش زمزمه کرد.
- Der Teufel flüsterte ihm böse Gedanken ein.شیطان افکار شیطانی را در گوشش خواند.