صفت
هموار، تخت، سطحی (پیشپاافتاده)
جملات نمونه برای flach:
Ich finde Ostfriesland zu ''flach.''
به نظر من فریزیا (منطقهای در آلمان) بیش از حد هموار است.
Das war ein ''flacher'' Witz!
آن یک شوخی بیمزه (پیشپاافتاده) بود!
Dieser See ist im Uferbereich sehr ''flach.''
این دریاچه در ناحیه ساحلی بسیار کمعمق است.