فعل
شوخی کردن، مزاح کردن، لودگی کردن
معانی و تعاریف flachsen:
- با کسی شوخی کردن، دست انداختن، مسخره کردن (به صورت دوستانه).
جملات نمونه برای flachsen:
„Kommen Sie rein, dann können Sie rausschauen“, ''flachste'' der Chef zur Begrüßung.
«بفرمایید داخل، آن وقت میتوانید بیرون را تماشا کنید،» رئیس با شوخی گفت.
Er flachst gerne mit seinen Freunden.
او دوست دارد با دوستانش شوخی کند.
Sie flachsten über das Wetter und die Politik.
آنها درباره آب و هوا و سیاست شوخی میکردند.