flamboyant
خیره کننده، رنگارنگ، پرجلال و جبروت
Beispiele
- Heute trägt Trude wieder eine ''flamboyante'' Auswahl an Kleidungsstücken.امروز تروده دوباره مجموعه لباسهای خیرهکنندهای به تن دارد.
- Der Dichter setzte sich als ''flamboyanter'' Lebemann in Szene.این شاعر خود را به عنوان یک انسان عیاض و پرجلال و جبروت به نمایش گذاشت.