abflammen

Aussprache: /ˈʔapˌflamən/
Wortzerlegung: ab·flam·men
فعل

با شعله پاک کردن (پوست مرغ، علف هرز)

Beispiele

  • Könntest du bitte die Pute ''abflammen?می‌توانی لطفا بوقلمون را «با شعله پاک کنی؟
  • Unkraut ''abzuflammen'' kann gefährlich sein.پاک کردن علف‌های هرز «با شعله» می‌تواند خطرناک باشد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با استفاده از شعله، چیزی را سوزاندن، تمیز کردن یا ضدعفونی کردن (مثلاً علف‌های هرز، سطح گوشت).

  • Der Gärtner musste das Unkraut mit einem Brenner abflammen.باغبان مجبور شد علف‌های هرز را با مشعل بسوزاند.
  • Vor dem Kochen sollte man die Haut des Geflügels kurz abflammen.قبل از پختن، باید پوست مرغ را کمی با شعله سوزاند.