فعل
سانتر کردن (در فوتبال)، از جناحین حمله کردن
معانی و تعاریف flanken:
- در فوتبال، توپ را از کنار زمین به سمت دروازه حریف فرستادن (سانتر کردن).
- از جناحین به چیزی حمله کردن یا آن را احاطه کردن (معمولاً در زمینه نظامی یا جغرافیایی).
جملات نمونه برای flanken:
„Du hast von links ''geflankt,'' ich bin hoch und der Ball ist genau in den Winkel gezischt. Danach waren wir Meister.“
تو از سمت چپ سانتر کردی، من بالا پریدم و توپ دقیقاً به گوشه دروازه رفت. بعد از آن قهرمان شدیم.
Der Spieler flankte den Ball präzise in den Strafraum.
بازیکن توپ را دقیقاً به محوطه جریمه سانتر کرد.
Er kann gut flanken, aber seine Schüsse sind schwach.
او خوب میتواند سانتر کند، اما شوتهایش ضعیف هستند.