flaschenförmig

Aussprache: /ˈflaʃn̩ˌfœːɐ̯mɪç/
Worttrennung: fla·schen·för·mig
صفت

بطری‌شکل، شبیه بطری

Bedeutungen

1

دارای شکلی شبیه به بطری، معمولاً با گردنی باریک‌تر و بدنه پهن‌تر.

  • Die Vase hatte eine elegante, flaschenförmige Silhouette.گلدان شکلی ظریف و بطری‌مانند داشت.
  • Der Berg ragte mit seiner flaschenförmigen Spitze in den Himmel.کوه با نوک بطری‌شکل خود به آسمان سر برافراشته بود.
  • Wir fanden eine alte, flaschenförmige Glasflasche am Strand.ما یک بطری شیشه‌ای قدیمی و بطری‌شکل را در ساحل پیدا کردیم.