flashten Aussprache:/ˈflæʃtən/Wortzerlegung:flas·h·ten Konjugierte Form آنها چشمک زدند معانی و تعاریف flashten:ایجاد حس شوک، هیجان یا شگفتی بسیار قوی و ناگهانی در فرد، به طوری که او را برای لحظهای مبهوت یا بیحرکت کند. این کاربرد بیشتر در زبان عامیانه و غیررسمی رایج است. جملات نمونه برای flashten:Die Nachricht von seinem plötzlichen Erfolg hat mich total geflasht.خبر موفقیت ناگهانی او مرا کاملاً مبهوت کرد.Der Anblick der Naturkatastrophe hat die Zuschauer tief geflasht.منظره فاجعه طبیعی تماشاگران را عمیقاً شوکه کرد.