flatternden
لرزاننده، در حال تکان خوردن
Bedeutungen
1
Nominativ, Akkusativ (als Adjektiv)
حرکت کردن نامنظم و آشفته در هوا، اغلب در اثر باد یا هیجان، که میتواند حس ناپایداری یا اضطراب را القا کند.
- Die flatternden Fahnen im Sturm zeugten von der Unruhe im Land.پرچمهای متلاطم در طوفان، نشاندهنده ناآرامی در کشور بود.
- Sein Herz schlug flatternd, als er die unerwartete Nachricht erhielt.قلبش با شنیدن خبر غیرمنتظره به تپش افتاد.