Konjugierte Form
آنها پر زدند
معانی و تعاریف flatterten:
- حرکت نامنظم و سریع بالها یا سطوح نازک در هوا، مانند پرچم در باد یا بال پرندگان در حال پرواز.
- به صورت استعاری، به معنای عدم ثبات، نوسان یا تغییر مداوم در وضعیت، تصمیم یا احساسات.
جملات نمونه برای flatterten:
Die Fahnen flatterten im stürmischen Wind über dem Marktplatz.
پرچمها در باد طوفانی بر فراز میدان شهر به اهتزاز در میآمدند.
Schmetterlinge flatterten zwischen den Blumen des Gartens.
پروانهها بین گلهای باغچه پرواز میکردند.
Seine Gefühle für sie flatterten zwischen Liebe und Gleichgültigkeit.
احساسات او نسبت به او بین عشق و بیتفاوتی در نوسان بود.