فعل
شوخی کردن، مسخره کردن، دست انداختن
معانی و تعاریف flaxen:
- (عامیانه، قدیمی یا منطقهای) شوخی کردن، مسخره کردن، دست انداختن.
جملات نمونه برای flaxen:
Er hat nur geflaxt, das war nicht ernst gemeint.
او فقط شوخی میکرد، جدی نبود.
Hör auf zu flaxen und sei ernst!
دست از شوخی بردار و جدی باش!