Konjugierte Form
لکه دار کردند، لکه انداختند
معانی و تعاریف fleckten:
- ایجاد لکه یا آلودگی بر روی چیزی، غالباً به صورت استعاری برای لطمه زدن به اعتبار یا شهرت.
جملات نمونه برای fleckten:
Die unbedachten Äußerungen des Politikers haben seinen Ruf nachhaltig befleckt.
اظهارات نسنجیده سیاستمدار، اعتبار او را به طور پایدار لکهدار کرده است.
Manche Vergehen können das Gewissen eines Menschen auf lange Sicht beflecken.
برخی تخلفات میتوانند وجدان یک فرد را در دراز مدت آلوده کنند.