فعل
غارت کردن، چپاول کردن (به ویژه جسد یا اموال بیصاحب)
معانی و تعاریف fleddern:
- غارت کردن، چپاول کردن (معمولاً یک مکان یا وسیله نقلیه متروکه برای برداشتن اشیاء با ارزش یا قطعات)
- دزدیدن قطعات یا اجزای یک شیء (مثلاً از یک ماشین یا دستگاه)
جملات نمونه برای fleddern:
Die Räuber hatten das kleine Dorf gebrandschatzt und heftig ''gefleddert.''
راهزنان روستای کوچک را به آتش کشیده و به شدت غارت کرده بودند.
Er hatte schon wieder etliche Schraubenzieher von der offenen Baustelle ''gefleddert.''
او دوباره تعداد زیادی پیچگوشتی را از کارگاه ساختمانیِ رهاشده کش رفته بود.
Die Diebe haben das verlassene Haus komplett gefleddert.
دزدها خانه متروکه را کاملاً غارت کردند.