fleißig
سختکوش، پرتلاش
Bedeutungen
1
کسی که با جدیت و پشتکار زیاد کار میکند؛ سختکوش و پرتلاش.
- Sie ist eine sehr fleißige Schülerin und lernt immer für die Prüfungen.او دانشآموز بسیار سختکوشی است و همیشه برای امتحانات درس میخواند.
- Der Bauer war fleißig und arbeitete von Sonnenaufgang bis Sonnenuntergang.کشاورز پرتلاش بود و از طلوع تا غروب خورشید کار میکرد.
- Mit seinem fleißigen Einsatz hat er das Projekt erfolgreich abgeschlossen.او با تلاش سخت خود پروژه را با موفقیت به پایان رساند.