flenzten
لم دادند، ولو شدند
Bedeutungen
1
وقت را به بطالت و تنبلی گذراندن، بدون انجام کار مفید یا هدفمند، اغلب در حالت استراحت یا بیحالی.
- Anstatt sich auf die Prüfung vorzubereiten, flenzte er den ganzen Nachmittag auf dem Sofa.به جای آماده شدن برای امتحان، او تمام بعدازظهر را روی مبل لم داد و وقت تلف کرد.
- Die Jugendlichen schienen nichts Besseres zu tun zu haben, als stundenlang herumzusitzen und zu flenzen.به نظر میرسید که جوانان کار بهتری جز نشستن بیهدف و وقت تلف کردن برای ساعتها ندارند.