fletschen

Aussprache: /ˈflɛtʃn̩/
Wortzerlegung: flet·schen
فعل

دندان نشان دادن (با خشم یا تهدید)، دندان قروچه کردن

Beispiele

  • Zur Kommunikation verwenden sie auch Grimassen wie das Hochziehen der Augenbrauen oder das ''Fletschen'' der Zähne.آنها همچنین از حرکات صورت مانند بالا بردن ابرو یا "نشان دادن دندان‌ها" برای برقراری ارتباط استفاده می‌کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

دندان‌های خود را (معمولاً در حالت خشم یا تهدید) نشان دادن، غریدن

  • Der Hund fletschte die Zähne und knurrte.سگ دندان‌هایش را نشان داد و غرید.
  • Sie fletschte die Zähne vor Wut.او از عصبانیت دندان‌هایش را نشان داد.