فعل
پرواز کردن، در هوا حرکت کردن (کهن/ادبی)
معانی و تعاریف fleuchen:
- پرواز کردن، به سرعت حرکت کردن (بیشتر در ادبیات یا زبان قدیمی)
جملات نمونه برای fleuchen:
„Du ''fleuchst'' gen Himmel, nimmst Flammen vom Altare, wärmest und erleuchtest das Menschengeschlecht!“
«تو به سوی آسمان پرواز میکنی، آتش از قربانگاه میگیری، نوع بشر را گرم و منور میسازی!»
Die Vögel fleuchten in den Himmel empor.
پرندگان به سوی آسمان پرواز کردند.
Der Geist fleuchte durch die alten Gemäuer.
روح از میان دیوارهای قدیمی پرواز کرد (گریخت).