fließbar
روان، قابل جریان
Bedeutungen
1
چیزی که به راحتی جریان مییابد یا جاری میشود؛ مایع یا نیمهمایع.
- Das fließbare Material wurde in die Form gegossen.ماده روان در قالب ریخته شد.
- Diese Art von Lava ist sehr fließbar.این نوع گدازه بسیار روان است.
- Der Klebstoff muss fließbar sein, um gut zu haften.چسب باید روان باشد تا خوب بچسبد.