fließbar

Aussprache: /ˈfliːsbaːɐ̯/
Worttrennung: fließ·bar
صفت

روان، قابل جریان

Bedeutungen

1

چیزی که به راحتی جریان می‌یابد یا جاری می‌شود؛ مایع یا نیمه‌مایع.

  • Das fließbare Material wurde in die Form gegossen.ماده روان در قالب ریخته شد.
  • Diese Art von Lava ist sehr fließbar.این نوع گدازه بسیار روان است.
  • Der Klebstoff muss fließbar sein, um gut zu haften.چسب باید روان باشد تا خوب بچسبد.