abfließen
جاری شدن، تخلیه شدن، سرازیر شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
(مایع) جاری شدن و از جایی خارج شدن، تخلیه شدن؛ سرازیر شدن.
- Das Regenwasser fließt in die Kanalisation ab.آب باران به سمت فاضلاب سرازیر میشود.
- Nach dem Regen sind die Bäche schnell abgeflossen.پس از باران، جویبارها به سرعت جاری شدند و تخلیه شدند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
(پول، سرمایه) از جایی خارج شدن، از دست رفتن یا مصرف شدن.
- Die Gewinne fließen direkt in neue Investitionen ab.سودها مستقیماً صرف سرمایهگذاریهای جدید میشود.
- Viel Geld ist für Reparaturen abgeflossen.پول زیادی صرف تعمیرات شد.