abfließen

Aussprache: /ˈapˌfliːsn̩/
Worttrennung: ab·flie·ßen
فعل

جاری شدن، تخلیه شدن، سرازیر شدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

(مایع) جاری شدن و از جایی خارج شدن، تخلیه شدن؛ سرازیر شدن.

  • Das Regenwasser fließt in die Kanalisation ab.آب باران به سمت فاضلاب سرازیر می‌شود.
  • Nach dem Regen sind die Bäche schnell abgeflossen.پس از باران، جویبارها به سرعت جاری شدند و تخلیه شدند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

(پول، سرمایه) از جایی خارج شدن، از دست رفتن یا مصرف شدن.

  • Die Gewinne fließen direkt in neue Investitionen ab.سودها مستقیماً صرف سرمایه‌گذاری‌های جدید می‌شود.
  • Viel Geld ist für Reparaturen abgeflossen.پول زیادی صرف تعمیرات شد.