hindurchfließen
از میان جریان یافتن، عبور کردن (مایع)
Bedeutungen
1
durch + Akkusativ
مایعی که از میان چیزی، یک شکاف یا یک مجرا عبور میکند یا جریان مییابد.
- Das Wasser floss durch die Ritzen des Bodens hindurch.آب از میان شکافهای کف زمین جریان یافت.
- Die Milch ist durch das Sieb hindurchgeflossen.شیر از صافی عبور کرد.