zufließen

Aussprache: /ˈtsuːfliːsn̩/
Worttrennung: zu·flie·ßen
فعل

به سمت چیزی جاری شدن، سرازیر شدن؛ به کسی تعلق گرفتن

Bedeutungen

1 Dativ (einem Ort/Gefäß zufließen) / in + Akkusativ

مایعات (مانند آب) به سمت یک مکان یا ظرف خاص جاری شوند یا سرازیر شوند.

  • Das Wasser fließt in den Fluss zu.آب به سمت رودخانه جاری می‌شود.
  • Der Regen floss in die Kanalisation zu.باران به سمت فاضلاب سرازیر شد.
2 Dativ (jemandem/etwas zufließen)

وجوه، منابع، اطلاعات یا کمک‌ها به کسی یا چیزی برسد یا تامین شود؛ به کسی تعلق گرفتن.

  • Der Organisation fließen regelmäßig Spenden zu.به طور منظم کمک‌های مالی به سازمان می‌رسد.
  • Ihm fließt ein beträchtliches Erbe zu.میراث قابل توجهی به او تعلق می‌گیرد.