wegfließen

Aussprache: /ˈvɛkˌfliːsn̩/
Worttrennung: weg·flie·ßen
فعل

جاری شدن، سرازیر شدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

مایعات یا ذرات ریز با جریان آب یا هوا از جایی دور شوند؛ سرازیر شدن.

  • Das Wasser fließt langsam vom Berg weg.آب به آرامی از کوه سرازیر می‌شود.
  • Nach dem Regen sind viele Blätter den Bach runterweggeflossen.پس از باران، برگ‌های زیادی در رودخانه دور شدند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

چیزی (مانند زمان، فرصت) به تدریج از دست برود یا ناپدید شود.

  • Die Zeit fließt oft unbemerkt weg, wenn man Spaß hat.زمان اغلب ناخواسته دور می‌شود وقتی که خوش می‌گذرانیم.
  • Die Gelegenheit ist schnell weggelflossen, ohne dass wir sie nutzen konnten.فرصت به سرعت از دست رفت، بدون اینکه ما بتوانیم از آن استفاده کنیم.