fließend
روان / سلیس / جاری / پیوسته
Bedeutungen
1
توانایی صحبت کردن یا نوشتن یک زبان بدون توقف یا تردید، به طور سلیس و طبیعی.
- Sie spricht fließend Deutsch, obwohl sie erst seit einem Jahr hier lebt.او روان آلمانی صحبت میکند، هرچند فقط یک سال است که اینجا زندگی میکند.
- Sein fließendes Englisch beeindruckte die ausländischen Geschäftspartner.زبان انگلیسی روان او، شرکای تجاری خارجی را تحت تاثیر قرار داد.
- Um fließend sprechen zu können, muss man viel üben.برای اینکه بتوانید روان صحبت کنید، باید زیاد تمرین کنید.
2
جاری شدن یا حرکت کردن به طور مداوم و بدون مانع، مانند آب یا مایعات.
- Das Wasser floss nach dem Regen fließend in den Abfluss.آب پس از باران به طور روان به سمت فاضلاب جاری شد.
- Der Verkehr floss fließend auf der Autobahn.ترافیک در بزرگراه به طور روان در جریان بود.
- Die Tinte war noch nass und floss leicht über das Papier.جوهر هنوز خیس بود و به راحتی روی کاغذ پخش میشد.
3
پیوسته، بدون وقفه یا انقطاع.
- Die fließende Übergabe der Verantwortung verlief reibungslos.انتقال پیوسته مسئولیت بدون مشکل انجام شد.
- Wir brauchen eine fließende Verbindung zwischen den beiden Gebäuden.ما به یک اتصال پیوسته بین دو ساختمان نیاز داریم.
- Die fließende Umstellung auf das neue System war erfolgreich.تغییر پیوسته به سیستم جدید موفقیتآمیز بود.