fließend

Aussprache: /ˈfliːsn̩t/
Worttrennung: flie·ßend
صفت

روان / سلیس / جاری / پیوسته

Bedeutungen

1

توانایی صحبت کردن یا نوشتن یک زبان بدون توقف یا تردید، به طور سلیس و طبیعی.

  • Sie spricht fließend Deutsch, obwohl sie erst seit einem Jahr hier lebt.او روان آلمانی صحبت می‌کند، هرچند فقط یک سال است که اینجا زندگی می‌کند.
  • Sein fließendes Englisch beeindruckte die ausländischen Geschäftspartner.زبان انگلیسی روان او، شرکای تجاری خارجی را تحت تاثیر قرار داد.
  • Um fließend sprechen zu können, muss man viel üben.برای اینکه بتوانید روان صحبت کنید، باید زیاد تمرین کنید.
2

جاری شدن یا حرکت کردن به طور مداوم و بدون مانع، مانند آب یا مایعات.

  • Das Wasser floss nach dem Regen fließend in den Abfluss.آب پس از باران به طور روان به سمت فاضلاب جاری شد.
  • Der Verkehr floss fließend auf der Autobahn.ترافیک در بزرگراه به طور روان در جریان بود.
  • Die Tinte war noch nass und floss leicht über das Papier.جوهر هنوز خیس بود و به راحتی روی کاغذ پخش می‌شد.
3

پیوسته، بدون وقفه یا انقطاع.

  • Die fließende Übergabe der Verantwortung verlief reibungslos.انتقال پیوسته مسئولیت بدون مشکل انجام شد.
  • Wir brauchen eine fließende Verbindung zwischen den beiden Gebäuden.ما به یک اتصال پیوسته بین دو ساختمان نیاز داریم.
  • Die fließende Umstellung auf das neue System war erfolgreich.تغییر پیوسته به سیستم جدید موفقیت‌آمیز بود.