ausfliegen
ترک کردن لانه، خارج کردن با هواپیما
Bedeutungen
1
intransitiv
ترک کردن لانه توسط جوجهها یا مستقل شدن فرزندان
- Die jungen Vögel sind aus dem Nest ausgeflogen.جوجهها از لانه پرواز کردند.
- Die Kinder sind alle ausgeflogen und studieren jetzt.فرزندان همه مستقل شده و خانه را ترک کردهاند.
2
Akkusativ
افراد یا مجروحان را با هواپیما یا هلیکوپتر از منطقهای منتقل کردن
- Die Verletzten wurden mit Hubschraubern ausgeflogen.مجروحان با هلیکوپتر به خارج از منطقه منتقل شدند.
- Die Firma hat die Mitarbeiter nach Berlin ausgeflogen.شرکت کارمندان را با پرواز به برلین منتقل کرد.