ausfliegen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌfliːɡn̩/
Wortzerlegung: aus·flie·gen
فعل

ترک کردن لانه، خارج کردن با هواپیما

Bedeutungen

1 intransitiv

ترک کردن لانه توسط جوجه‌ها یا مستقل شدن فرزندان

  • Die jungen Vögel sind aus dem Nest ausgeflogen.جوجه‌ها از لانه پرواز کردند.
  • Die Kinder sind alle ausgeflogen und studieren jetzt.فرزندان همه مستقل شده و خانه را ترک کرده‌اند.
2 Akkusativ

افراد یا مجروحان را با هواپیما یا هلیکوپتر از منطقه‌ای منتقل کردن

  • Die Verletzten wurden mit Hubschraubern ausgeflogen.مجروحان با هلیکوپتر به خارج از منطقه منتقل شدند.
  • Die Firma hat die Mitarbeiter nach Berlin ausgeflogen.شرکت کارمندان را با پرواز به برلین منتقل کرد.